تسلیحات کشتار جمعی در مقام مقابله به‌مثل از نظر فقه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران

2 دانشجوی دکتری گروه حقوق، ‌دانشکده علوم انسانی، واحد ساوه،‌ دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران

چکیده

تسلیحات کشتار جمعی شامل سلاح‌های هسته‌ای، میکروبی و بیولوژیک هستند. ویژگی مهم این تسلیحات، قدرت تخریب بسیار و تفکیک‌ناپذیری در اهداف است. فقها در بیان حکم اولیه به اتفاق به حرمت تولید و استفاده از این تسلیحات فتوا داده‌اند. از جمله عناوین ثانویه که تغیردهندۀ حکم خواهد بود، قاعده مقابله به‌مثل است. از دیگر عناوین ثانویه قاعدۀ ضرورت است که با پیدایش آن، تکلیف مربوط از عهدۀ مکلف برداشته می‌شود و نتیجۀ آن جواز ارتکاب فعل حرام است. آنچه از مبانی دینی و اسلامی استنباط می‌شود، آن است که استفاده از تسلیحات کشتارجمعی ذیل عناوین ثانویه نیز مجاز نیست. اگر هدف جنگ، تسلیم دشمن از طریق نبرد با نیروهای نظامی اوست، آسیب‌رسانی به کسانی که در جنگ مشارکتی ندارند، موجبات آسیب و تألم بی‌گناهان را فراهم خواهد آورد که امری بی‌فایده، غیرضروری و غیرانسانی محسوب می‌شود و تناسبی با ضرورت‌های نظامی نخواهد داشت. آنچه در کاربرد تسلیحات کشتارجمعی مشهود خواهد بود، کشتار مردم بی‌دفاع و تخریب اموال غیرنظامیان است که به دور از صحنۀ منازعه هستند و در حمایت حقوق اسلام قرار دارند، چرا که اصل تفکیک در اهداف، یکی از اصول مسلّم حاکم بر جهاد در اسلام محسوب می‌شود، به‌طوری که این اصل مورد اتفاق فقهای اسلام است. هدف از نگارش این مقاله، تبیین دیدگاه فقه امامیه در زمینۀ کاربرد تسلیحات کشتارجمعی ذیل عناوین ثانویه و در سایۀ قاعده ضرورت و مقابله به‌مثل است تا به این‌ترتیب علاوه بر پر کردن خلأ علمی در این امر، موضع اسلام در این موضوع روشن و از اظهارنظرهای بی‌اساس جلوگیری شود..

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Weapons of Mass Destruction as a Means of Retaliation in the View of Islamic Jurisprudence

نویسندگان [English]

  • Mojtaba Elahian 1
  • Mohammad Ebrahim Elahian 2
  • Seyyed Ali Mohammad Yasrebi 1
1 Associate Professor, College of Farabi, University of Tehran, Qom, Iran
2 Ph.D, Islamic Azad University, Saveh Branch, Iran
چکیده [English]

Weapons of mass destruction include nuclear, biological, and microbiological weapons. The important features of these weapons are their very high destruction power and inseparability of the goals. To state the primary rule, jurisprudents have unanimously ruled on the prohibition of production and use of these weapons. A secondary title that changes this rule is the principle of retaliation. Another secondary title is the principle of necessity by creation of which the legally competent person is removed from the related duty. As a result, it is allowed to commit an unlawful act. It is understood from the religious and Islamic principles that the use of weapons of mass destruction is not permitted also under the titles of secondary rules. If the purpose of the war is to submit the enemy through fighting with its military forces, damaging those who do not participate in the war, makes the innocent people upset. This is a useless, unnecessary, and inhumane act and will not be consistent with the military necessity. What is obvious from the application of weapons of mass destruction is killing of defenseless people and destruction of public property that are far from the battle scene and are under the protection of Islamic law; since the principle of separation of the goals is a self-evident principle governing the holy war in Islam on which the Islamic jurisprudents agree. The article aims at explaining the view of Imamiyya jurisprudence on the application of weapons of mass destruction under the secondary titles and in the light of the principles of necessity and retaliation in order to both fill the knowledge gap in this subject and make the position of Islam clear in this regard and to prevent from baseless statements.           

کلیدواژه‌ها [English]

  • retaliation
  • Holy War
  • Civilians
  • necessity
  • Weapons of Mass Destruction
  1. آلوسی (1405ق). روح المعانی، جلد 2، بیروت: دارالاحیاء ثراث العربی.
  2. ابن‌شعبه، حسن‌بن علی (1382). تحف العقول، جلد 1، قم: آل علی.
  3. ابن‌منظور، محمدبن مکرم (بی‌تا). لسان العرب، جلد 4 و 7، بیروت: دارصادر.
  4. اردبیلی، محمد علی (1383). حقوق جزای عمومی، جلد 1، تهران: میزان.
  5. اشراق، محمد کریم (1368). تاریخ و مقررات جنگ در اسلام، تهران: نشر فرهنگ اسلامی 
  6. بستانی، فؤاد (1375). المنجد الابجدی، تهران: نشر اسلامی.
  7. جوادی آملی، عبدالله (1378). تسنیم، جلد 9، قم: اسرا.
  8. حسینی شیرازی، سید صادق (1427ق). لمسائل الاسلامیه مع المسائل الحدیثه، قم: منشورات رشید، استفتای ش 4805/97/3.
  9. دهخدا، علی اکبر (1377). لغتنامه، جلد 10، تهران: دانشگاه تهران.
  10. راغب اصفهانی، حسین‌بن محمد (1412ق). المفردات فی غریب القرآن، بیروت: دارالکفر .
  11. رواس قلعة جی، محمد و قنیبی، حامد صادق (1408ق). معجم لغه الفقها، بی‌جا: دارالنفائس.
  12. روسو، شارل (1369). حقوق مخاصمات مسلحانه، جلد 1، ترجمۀ سید علی هنجی، تهران: خدمات حقوق بین‌المللی.
  13. زبیدی، مرتضی (1414ق). تاج العروس، جلد 7 و 12، بیروت: دارالفکر.
  14. زراعت، عباس (1390). شرح مبسوط مکاسب، تهران: جنگل.
  15. زمخشری، محمود (1407ق). الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل، بیروت: دارالکتب العربی.
  16. ساعد، نادر (1384). حقوق بین‌الملل و نظام عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای، تهران: شهر دانش.
  17. شریف الرضی، محمدبن حسین (1380). نهج‌البلاغه، ترجمۀ محمد مهدی فولادوند، تهران: صائب.
  18. ضیایی بیگدلی، محمد رضا (1373). حقوق جنگ، تهران: نشر دانشگاه علامه طباطبایی.
  19. طباطبایی، محمد حسین (1374). تفسیر المیزان، جلد 2 و 18، قم: دفتر انتشارت اسلامی.
  20. طبرسی، فضل‌بن حسن (1360). مجمع‌البیان، جلد 2، ترجمۀ رضا ستوده، تهران: نشر فراهانی.
  21. العطار، داوود (1375). دفاع مشروع در حقوق جزای اسلام، ترجمۀ اکبر غفوری، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی.
  22. عمید، حسن (1369). فرهنگ فارسی عمید، تهران: امیرکبیر.
  23. عمید زنجانی، عباسعلی (1367). فقه سیاسی، جلد 3، تهران: نشر امیرکبیر.
  24. قرائتی، محسن (1383). تفسیر نور، جلد 1، تهران: مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن.
  25. کلینی، محمد‌بن یعقوب ( 1407ق). الکافی، جلد 4، بی‌جا، بی‌نا.
  26. گلدوزیان، ایرج (1384). بایسته‌های حقوق جزای عمومی، چ دهم، تهران: میزان.
  27. محقق داماد، سید مصطفی (1389). قواعد فقهی بخش جزایی، تهران: نشر علوم اسلامی.
  28. مرعشی نجفی، سید شهاب‌الدین (1370). القصاص علی ضوء القرآن و السنة، جلد 2، بی‌جا: بی‌نا.
  29. مکارم شیرازی، ناصر ( 1374). تفسیر نمونه، جلد 1و 2 و 20، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
  30. منصوری، جواد (1365). نظری بر سیاست خارجی، جلد 11، تهران: سپهر.
  31. موسوی الخمینی، روح‌الله (1378). صحیفۀ نور، جلد 4 و 12، تهران: مؤسسۀ نشر آثار امام خمینی.
  32. ـــــــــــــــــــــــ (1369). تحریرالوسیله، جلد 2، تهران: مؤسسۀ دارالعلم.
  33. ـــــــــــــــــــــــ (1369). کتاب البیع، جلد 1، تهران: مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
  34. نجفی، محمد حسین (1418ق). جواهرالکلام، جلد 21 و 42، بیروت: دارالاحیاء التراث العربی.
    1. Additional Protocol (i) to the Geneva Convention,8 june 1977.
    2. The Geneva Convention (I), 12 Agugust 1949.
    3. The Geneva Convention (II), 12 Agugust 1949.
    4. The Geneva Convention (IV), 12 Agugust 1949.
    5. International court of justice, advisory opinion on the Legality of threat or use of Nuclear weapons, Dissenting opinion of judge Mohammad shahabuddeen, part v: the denuclearization Treaties and The NPT (Malaysian Institute for Nuclear Technology Research (MINT), 8 July, 1996)