نظم عمومی در رویکرد حقوقی، فقهی و جامعه شناختی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران

2 استادیار دانشکدۀ حقوق، پردیس فارابی دانشگاه تهران

3 کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دانشگاه شاهد تهران

چکیده

شکل می‌گیرند که در عمل در روابط اجتماعی، چهرة مصالح عمومی را به خود می‌گیرند. از گذشته‌ها اندیشمندان حقوقی در تلاش بودند تا با ایجاد سازوکاری از این مفاهیم (که قوام و دوام جوامع به آنها بستگی بسیار دارد و موجد نظم عمومی هستند) حفاظت کنند. حقوقدانان در بررسی قواعد و نهادهای حقوقی، مفهوم نظم عمومی را شناسایی کردند و آن را ضابطه‌ای برای تحدید ارادۀ افراد می‌دانند. با وجود این، عالمان حقوق درمورد ماهیت مفهوم نظم عمومی اتفاق نظر ندارند و این به‌دلیل تکیه‌گاه‌ این مفهوم بوده که شناخت حقیقت آن را با دشواری مواجه کرده است. در این مقاله، با هدف تحلیل نظری و جامعه‌شناختی مفهوم نظم‌ عمومی، سعی در ارائۀ دیدگاه متفاوتی خواهیم داشت. به‌عنوان نتیجۀ این تحقیق، باید دانست که بر خلاف برخی تصورات، عنوان نظم عمومی یک قاعده نیست و به‌معنای اخص کلمه هم مفهومی حقوقی محسوب نمی‌شود؛ بلکه مفهومی اجتماعی و مولود اجتماع است. بنابراین خود نظم عمومی یکی از ویژگی‌های اصلی زندگی اجتماعی خواهد بود، لذا لزوم رعایت آن و حفظ این نظم، جزو اصول مسلم و راهنمای هر نظام حقوقی است که قانونگذاران همیشه در وضع قانون به آن متمسک می‌شوند و دادرسان نیز با تفسیرهای خود، هدف قانونگذار را در برقراری نظم اجتماعی تأمین می‌کنند.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Public Order in legal, jurisprudential and Sociological Approach

نویسندگان [English]

  • Nejadali Almasi 1
  • Abdorreza Alizadeh 2
  • Saleh Karimpour 3
1 Tehran University, professor of faculty of law and political science
2 Farabi Tehran University campus, Assistant Professor of faculty of Law
3 Shahed University, Master of private law
چکیده [English]

There are prevailing Rules and Values in each society that formed Social Institution including social and legal institution, actually these values appears public interest in social relationships. From long time ago jurists try to defend these rules and values with derivation a mechanism from its. Values that social consolidation and establishment depend on it and makes public order. Jurists in dealing with legal rules and institutions distinguish the public order and make it a criterion for restriction of Individualistic free will to protecting of public rules and social interests. Despite these efforts, jurists could not come into accordance on the meaning and substance of public order. Because understanding of public orders natural foundation is too complicated. In this article, based upon some theoretical and sociological analysis, we try to present a different percept on public order. it is notably As results that despite some current concept, public order is not a principle and it's not a legal term, haply it is a social Idea that generated by society. So the public order is one of core features of social life. Then indispensability of its protection and consideration is one of advisor given rules for each legal system that legislators always use in order to in legislation and magistrates with their interpretations, provides legislators goals to maintaining social order.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Public Order
  • social order
  • Principle of social disorder refutation
  • Sociology of law
 

  1. ابدالی، مهرزاد (1380)، نظریۀ کلی نظم عمومی و اخلاق حسنه در حقوق مدنی، رسالۀ دکتری حقوق خصوصی، تهران، دانشکدۀ حقوق دانشگاه تربیت مدرس.
  2. احمدی واستانی، عبدالغنی (1341)، نظم عمومی در حقوق خصوصی، تهران، روزنامۀ رسمی.
  3. استیون، سیدمن (1387)، کشاکش آرا در جامعه‌شناسی، ترجمۀ هادی جلیلی، تهران: نی.
  4. اسکیدمور، ویلیام (1392)، تفکر نظری در جامعه‌شناسی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
  5. اسمیت، فیلیپ ( (1384). درآمدی بر نظریۀ فرهنگی، ترجمۀ حسن پویان، تهران، مرکز پژوهش‌های ریاست جمهوری.
  6. الماسی، نجادعلی (1385)، حقوق بین الملل خصوصی، تهران، میزان.
  7. امیدی‌فر، عبدالله؛ باقی‌زاده، محمدجواد (1391)، دلیل عقلی قاعدۀ منع اختلال نظام، پژوهش‌های اخلاقی، سال دوم، شمارۀ هشت: 57-82.
  8. اورعی، غلامرضا  (1392)، جزوۀ مبانی جامعه‌شناسی، مشهد، دانشگاه فردوسی.
  9. بحرالعلوم، سید محمد (1403)، بلغه الفقیه، ج 3، تهران، انتشارت مکتب صادق.
  10. بشیریه، حسین (1385)، جامعه‌شناسی سیاسی، تهران، نی.
  11. بشیریه، حسین (1379)، انقلاب و بسیج سیاسی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
  12. توسلی، غلامعباس (1385)، نظریه‌های جامعه‌شناسی، تهران، سمت.
  13. جعفری لنگرودی، محمدجعفر(1383)، مقدمۀ عمومی علم حقوق، تهران، گنج دانش.
  14. جعفری لنگرودی، محمدجعفر (1392)، تأثیر اراده در حقوق مدنی، تهران، گنج دانش.
  15. جعفری لنگرودی، محمدجعفر ( 1392)، ترمینولوژی حقوق، تهران، گنج دانش.
  16. چلبی، مسعود (1392)، جامعه‌شناسی نظم. تهران، نی.
  17. حر عاملی(1414)، وسایل الشیعه ، قم، موسسه آل البیت لاحیاء التراث.
  18. خوئی، ابوالقاسم (1418)، فقه الشیعه ،ج2 ، قم، موسسه آفاق.
  19. روشه، گی(1389)، جامعه‌شناسی تالکوت پارسونز، ترجمه عبدالحسین نیک گوهر، تهران، نی.
  20. ریتزر، جورج (1385)، نظریه‌های جامعه‌شناسی در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، علمی.
  21. موسوی سبزواری، عبدالعلی (1414) ، مهذب الاحکام فی بیان الحلال و الحرام ،(ج1)، قم، دفتر آیت الله سبزواری.
  22. شریعتی، روح‌الله (1387) ، قواعد فقه سیاسی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
  23. صدیق اورعی، غلامرضا (1387)، بررسی ساختار نظام اجتماعی در اسلام، تهران، جهاد دانشگاهی.
  24. صدیق سروستانی، رحمت‌الله (1387)، آسیب شناسی اجتماعی، تهران، سمت.
  25. صفایی، حسین (1385)، دورۀ مقدماتی قواعد عمومی قراردادها، تهران، میزان.
  26. طباطبایی، سید محمدحسین(1387)، المیزان، ج 4، ترجمۀ محمدباقر موسوی همدانی، قم، جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم.
  27. علیزاده، عبدالرضا (1386)، مبانی رویکرد اجتماعی به حقوق، قم، سمت، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
  28. عمید زنجانی، عباسعلی (1373)، فقه سیاسی، تهران،انتشارات امیرکبیر.
  29. فصیحی، امان‌الله (1388)،  نظم و انظباط در اسلام، قم، جامعه المصطفی.
  30. کاتوزیان، ناصر (1385)، قواعد عمومی قراردادها، ج 1، تهران، سهامی انتشار.
  31. کاتوزیان، ناصر (1387)،  اعمال حقوقی، تهران، سهامی انتشار.
  32. کاتوزیان، ناصر (1392)، مقدمۀ علم حقوق، تهران، سهامی انتشار.
  33. کرایب، یان (1392)، نظریۀ اجتماعی مدرن، ترجمه عباس مخبر،  تهران، آگه.
  34. گورویچ، ژرژ (1365)، مبانی جامعه‌شناسی حقوقی، ترجمه حسن حبیبی، تهران، روزنامه رسمی.
  35. لوی برول، هانری (1370)، جامعه‌شناسی حقوقی، ترجمه ابوالفضل قاضی شریعت، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
  36. محقق داماد، مصطفی (1388)، قواعد فقه، ج 4، تهران، نشر علوم اسلامی.
  37. محمدی، ابوالحسن  (1385)، مبانی استنباط حقوق اسلامی، تهران، دانشگاه تهران.
  38. مدنیان، غلامرضا؛ رحمت الهی، حسین ؛ خالقی دامغانی، احمد (1390)، امکان یا امتناع تبیین مفهوم نظم عمومی در حقوق (مطالعۀ در حقوق کشورهای ایران، انگلیس و فرانسه)، پژوهش‌های حقوق تطبیقی، سال پانزدهم، شمارۀ 3:  133 - 153.
  39. ملک افضلی اردکانی، محسن؛ حائری، محمد حسن؛ فخلعی، محمد تقی؛ ارسطا، محمدجواد (1391). مفهوم نظام و کاربرد آن در فقه و اصول، مطالعات اسلامی فقه و اصول، سال چهل و چهارم، شمارۀ پیاپی88/1: 125-150.
  40. ملک افضلی، محسن (1390)، قاعدۀ حفظ نظام، مشهد، دانشگاه فردوسی.
  41. مهوری، محمدحسین (1390)، حفظ نظام، حکومت اسلامی، سال ششم، شمارۀ 3،  104 - 142.
  42. همیلتون، پیتر (1386)، تالکوت پارسونز، ترجمۀ احمد تدین، تهران، هرمس.
  43. ورسلی، پیتر (1392)، نظریۀ نظم اجتماعی، ترجمۀ سعید معیدفر، تهران، آگه.
 

 

  1. Bell, J. (1998). principles of French law. London: oxford university.
  2. Lloyd, D. (1953). Public; a Comparative Study in English. London: The Athlon Press.
  3. Walker, m. (1980). The Oxford Companion to Law. Oxford: clarendon press.